X
تبلیغات
رایتل


یه زمانی بود تابستون واسم یه هفته بود... از یک ساعت بعد از آخرین امتحان خرداد به فکر این بودم که حدود سه ماه دیگه دوباره همین آش و همین کاسه ست...

ولی خب... الان فرق کرده و اولین باریه که واسه تابستون خوشحالم و میخوام که تابستونمون بهمون خوش بگذره... 

فقط این نیست... زندگیم تغییر کرده و دارم ازش لذت میبرم...

یه نفر چقدر میتونه موثر باشه آخه...


پارازیر:


I: این فقط یه کلیشه بود... مثه چیزایی که بقیه هم مینویسن...

II: راستش ترسیدم بنویسم یه فرشته؛ بخاطر همین نوشتم یه نفر... مهم خودمم که میدونم تو دلم چی میگذره... 

III: اون دمپایی لا انگشتی قضیه داره! تابستون پارسال!

IV: هیچی دیگه نتونستم بنویسم!!!!


              

Real Time Web Analytics