عذر خواهی!

 من تازه فهمیدم که چرا هیچ کسی تو زندگیش هیچ گ.ه.ی نشد!


Teen age
Have Time + Energy …but No Money

.

.

.

Working Age
Have Money + Energy …but No Time
.
.
.

Old age

Have Time + Money …but no Energy


داشتم میگفتم: نرود میخ آهنی در سنگ!

پایین نوشت: مثل اینکه وقت ما تموم شده... بله... تیتراژ برنامه هم داره میره. از اتاق فرمان...
پایین نوشت2: What's up... What's up
            

زندگی چیست!

بازم خلاصه شدیم! کلا به غیر از خلاصه شدن کار دیگه ای نداریم که! خلاصه شدیم یا بهتره بگم خلاصه شدم تو :

تمرینات باشگاه٬ امتحانات مدرسه٬ من و او(!)٬ من و تو٬ آکادمی موسیقی گوگوش٬ لپ‌تاپ٬ بازی!



داریم وارد بهترین دوره‌ی زندگیمون میشیم... اواخر دبیرستان و دوران دانشجویی... هرکی بگه حال نمیده با پشت دست میزنم تو دهنش! یادتون باشه که الکی چ.س.ی نیاید...

خیلی زود گذشت! امروز که معلم شیمیمون گفت ۱۰ ساله که پشت نیمکت میشینید یه لحظه جا خوردم! اولین روز دبستان رو یادمه... از زیر قرآن رد شدم و از در رفتم بیرون...

(البته الان هیچ اعتقادی ندارم)

پسر همسایمون اون موقع پنچم دبستان بود تو همون مدرسه! به همه معرفیش میکردم که یه وقت جرات نکنن روم دست بلند کنن! اون موقع به شخصه کتک خور ملسی داشتم!


خیلی ساده گذشت.خداییش هیچ زحمتی به خودمون ندادیم. حداقل من... بچه ها میان میگن واسه تیزهوشان مثل خر خوندیم و فلان و این حرفا. ولی من یادم نمیاد که واقعا درس خونده باشم. مامانم میومد تو کوچه دنبالم میگفت: بیا بالا باید ببرمت کلاس!(کلاس تیزهوشان)

فقط میتونم بگم زندگی قشنگه... هیچ چیزش رو سخت نگیرید... به قول بچه ها خاطره میشه...


به همین سادگی خواهد گذشت... مخصوصا واسه ما که هرکدوم پدر و مادری داریم که همه جوره حمایتمون می‌کنن... ببینید کِی بهتون گفتم...



داشتم میگفتم: از قدیم گفتن دل به دل راه داره ولی کوه به کوه میگه روت سیاه!


پایین نوشت: دلم واسه دوست جونام(!!!!!!) تنگ شده بود!

پایین نوشت۲: چقدر سخته این امتحان هندسه! از الان دارم خودمو آماده میکنم واسه ... رفتن!

پایین نوشت۳: دلم واسه امضام هم تنگ شده بود! والسلام!


           





نزدت چه شب ها...!

منه احمق رو بگو که بخاطر رفتنش یه شب تا صب تو سرمای سگی با یه تی شرت تو حیاط نشستم رو زمین و به ماه نگاه کردم...

وقتی به کارام فکر میکنم بعضی وقتا خندم میگیره و بعضی وقتا هم به خودم فحش میدم...

روزای خوب و روزای بد زیاد داشتم. ولی هرچی بود گذشته... دیگه هیچی ازش نمونده...خداروشکر که اینطوری شد...

اون شب تا صب که یک سره به ماه نگاه کردم بی فایده نبود... بالاخره پیداش کردم...



داشتم میگفتم: مسابقه، بسکتبال،هندبال،والیبال،شنا... شرکـــــــــــــــت میکنیم!


پایین نوشت: خیلی تنبل شدم! دیر به دیر میام!


اینو حتما دانلود کنید! خیر دنیا و آخرت نصیبتون میشه! ویگن-مهتاب