چند روز پیش حرکت کردیم که بریم اصفهان! تو جاده چیزای جالبی میدیدیم!!!

تا قبل از ورودیِ شهرِ مقدس و پاک و ش.ه.ی.د پرور و قطبِ صنعتیِ تولیدِ ا.م.ا.م.ه و آ.خ.و.ن.د سازِ ق.م، آسفالت جاده تَرَک هم نداشت! خبری از عوارضی و اینجور چیزا هم نبود! سر تا سر اتوبان چراغ داشت! هر کیلومتر یه استراحتگاه بود! تا با یه شیب میرسیدیم شونصد تا تابلو رو در و دیوار بود که مراقت باشید و شیبِ خطرناک و با احتیاط برانید و نرینید(!) و اینا!!! ورودیِ قم رو که رو کردیم یهو آسفالت سفید شد! تلق تولوق ماشین درمیومد از بس که آسفالت داغون بود!!! خبری از چراغ و لامپ و اینا که نبود هیچ، گارد ریل اتوبان هم یکی درمیون افتاده بود زمین بود!!! استراحتگاه؟؟؟ چــــــــــــی میگــــــــی؟؟؟

دلت خوشه! یه آب معدنی پیدا نمیشد بخریم!

اینا که خوبه باز!!!! تا میومدیم سرعت رو زیاد کنیم تابلوی عوارضی میومد جلو چشممون و انگار ب.ی.ل.ا.خ نشون میداد!!!! همشونم کار میکردن ماشالله!! :دی

دیگه نه پلیس کنار جاده بود، نه اورژانس و نه جرثقیل!!!

البته نمیدونما!! شاید هم ما جاده رو اشتباهی رفته بودیم!!! وگرنه مگه میشه که جاده های ما اینجوری باشن؟

آره... مطمئناً ما مسیر رو اشتباهی رفتیم!


پارازیر:


I: اگه رفتید اصفهان از کویر زاینده رود(!) دیدن فرمایید!!!

II: آخ که این اصفهانیا چقدر... ..... !!!!

III: هوا گرم بود! هیچ جا اینجا نمیشه! چقدر جا!!!!


                



Real Time Web Analytics